قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

321

تاريخ الفي ( فارسى )

غضب شد و رو به جانب على كرد و فرمود : اى على امر طلاق ايشان را در قبضهء اختيار تو درآوردم و براى تو مفوّض ساختم و ترا وكيل خود گردانيدم كه هركدام از ايشان را كه تو از قبل من طلاق دهى نام او از دفتر زنان نبى محو باشد . و آن حضرت امر طلاق ما را اطلاق فرموده و فرق ميان حيات و ممات ننموده . مرا علىّ بن ابى طالب بر اين معنى آگاهى داد . اكنون من از فراق آن حضرت مىانديشم كه مبادا بر زبان او چيزى رود و مىترسم كه از رسول ، صلّى اللّه عليه و آله ، دور شوم و در آن جهان از دولت ملازمت و سعادت خدمت او محروم مانم . و در روضة الأحباب آورده كه چون امّ المؤمنين عايشه بر سفر مدينه عازم شد و خبر داعيهء او به سمع امير المؤمنين رسيد ، عبد اللّه بن جعفر را امر فرمود تا از بيت المال مسلمين دوازده هزار درهم به نزد عايشه برد تا در كارسازى سفر مدينه صرف كند و هركس از ياران آنچه تواند از خاصهء خود امداد و اسعاف نمايد . عبد اللّه بن جعفر آن دوازده هزار درهم را از مال خود پنجاه هزار ساخته به نظر عايشه رسانيد و مالك اشتر اشترى به هفت هزار درم خريد و در قطار اشتران عايشه كشيد و امير المؤمنين هفتاد تن از زنان بصره بخواند و ايشان را فرمود تا در سفر مدينه رفيق و ملازم عايشه باشند و خود را به لباس مردان ملبّس ساخته معمّم و مكمّل و مسلّح بدين خدمت قيام نمايند . و محمّد بن ابى بكر را فرمود تا در آن سفر ملازم خواهر خود باشد . امير المؤمنين چون امتثال عايشه را مشاهده نمود روزى كه عايشه از بصره بيرون مىرفت آن حضرت به نفس نفيس خويش به رسم مشايعت حرم رسول از بصره بيرون آمد و او را به حرمت و احترام تمام به صوب مدينه روان ساخت . چون اكابر و اشراف بصره تعظيم و تكريم امير المؤمنين را نسبت به عايشه به اين مرتبه مشاهده نمودند ، زنان خود را فرمودند تا همراه عايشه سه منزل به رسم مشايعت بيرون رفتند و فرزندان و خواص امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، چند مرحله رفاقت نمودند . نقل است كه چون عايشه به طرف مدينه روان شد ديد كه جماعتى از رجال در آن طريق رفيق او ساخته‌اند . گفت : علىّ بن ابى طالب ، هرچه خواست با من به جاى آورد . اكنون مردان را همراه من كرده به مدينه مىفرستد . تا زنى از زنان گفتار عايشه را شنيد . شتر خود را پيش شتر عايشه راند و به طريق خفيه با وى گفت : ويحك يا عايشه ! بس نبود تو را آنچه نسبت با على كردى از محاربات و معاندات ، اكنون اين سخن را علاوهء آنها مىگردانى . و بعد از آن ساير زنان پرده از روى خويش برداشتند و كيفيّت حال را اعلام عايشه كردند . عايشه از آن پشيمان شد و استغفار ادا نمود . و در روضة الأحباب آورده كه در بعضى كتب تواريخ مذكّر است كه چون امّ المؤمنين عايشه را